سرگرمی

سایت سرگرمی و تفریحی خانواده - وبلاگی برای سرگرمی تمام اعضای خانواده برای تمام سنین و سلیقه ها
 
پاور بانک وسیله ای بی نظیر و شگفت انگیزی بوده برای شارژ انواع موبایل و تبلت و ..
 30000 تومان
بهترين براي قرينه سازي و متعادل سازي ابرو
 7900 تومان
تاثير اعجاب انگيز نوزآپ در مدت زمان بسيار كوتاه كه خودتان نيز باورتان نمي شود
 10500 تومان
روشهاي ويژه ي چگونگي افزايش واقعي قد از 5 تا 10 سانتيمتر در 10 هفته
 8500 تومان
داستان جالب نشان شخصیت
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : محمود

 

داستان جالب نشان شخصیت,داستان آموزنده شخصیت

مردی نابینا زیر درختی نشسته بود!

 

پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟»

پس از او نخست وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت:آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟‌

 

 

سپس مردی عادی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌ احمق،‌راهی که به پایتخت می رود کدامست؟

 

 

هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد.

 

 

مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید:‌برای چه می خندی؟

 

 

نابینا پاسخ داد:اولین مردی که از من سووال کرد، پادشاه بود.

 

 

مرد دوم نخست وزیر او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.

 

 

 

مرد با تعجب از نابینا پرسید:چگونه متوجه شدی؟ مگر تو نابینا نیستی؟

 

 

نابینا پاسخ داد: «‌رفتار آنها … پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد… ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد. او باید با سختی و مشکلات فراوان زندگی کرده باشد.»